«نرمافزار لايتنر» به عنوان ابزار يادگيري عمل ميكند.
مغز ما در معرض بمباران اطلاعاتي است كه از طريق حواس دريافت ميدارد. حجم اين اطلاعات بيش از آنيست كه مغز ما بتواند كدنگاري و ذخيره نمايد. مغز داراي الگوريتم توسعهيافتهاي براي دورانداختن اطلاعات است. همچنين مغز داراي الگوريتم توسعهيافتهاي براي ذخيرهِي اطلاعات در حافظهي بلند مدت است، اگر آن اطلاعات را مهم ارزيابي كند. ما ميتوانيم از اين الگوريتم براي انتقال اطلاعات از حافظهي حسي به حافظهي فعال و سپس كدنگاري آن در حافظهي بلندمدت به منظور فراخواني آسان آن اطلاعات بهرهبرداري نماييم. «نرمافزار لايتنر» طوري طراحي شده است كه اين كار را از طريق تكرار كنترلشده و تأخيري انجام ميدهد.
«نرمافزار لايتنر» ابزار مخصوص يادگيري است. استفاده از آن بسيار آسان است. همچنين استفاده از آن دلپذير و سرگرمكننده است، همانطور كه يادگيري چنين است. ما اطمينان داريم كه آن را سازنده و مؤثر خواهيد يافت، اگر از آن استفاده نماييد.
«نرمافزار لايتنر» نرمافزاري براي آموختن است كه بر مبناي تكنيكهاي كاملاً علمي توسعه يافته است. تكنيكهايي كه توسط دانشمنداني چون ابينگهاوس و لايتنر ارائه گرديده است.
Ne manĝu ne spiru ne kuru ne dormu ne venu ne iru ne ridu ne parolu ne ploru ne amu nur mortu.
22
Sezono estas sezono del'printempo.
Aero estas aero del'vivado.
Multaj stultaj popoloj,
ĵetas ŝtono al la bela printempo.
Miaj paroloj silentiĝis.
En fremda nokto restis:
nur nigraj pensoj kaj domoj senfenestroj.
Vi estas
Vi brilas
Mi perdas mian koron.
sen am' sen kor' vagas,
en urbo de sen am'.
Kie falis mia kor'?
Kiu vidis mia kor'?
Mi nun sen am' sen kor'?
Ho nun kiu mi estas?
Ploru por perdo
El post de muroj de l’ urbo sen am’
neion aŭdiĝis.
Kiam suno nokte brilis.
Nia ĝardeno nigrajn vestojn surmetis.
Ni nur rigardis.
El paperoj ni domon faris.
De plumo de kolomboj sangis. bruliĝis.
Ni el tremo kaŝis.
Ni post rompitaj koroj kaŝis.
Kiam suno nokte brilis.
Kiam malfeliĉeco de l’ popoloj sen am’ okazis.
Kiam malkara krom homo nenio restis.
Kiam koroj rompiĝis.
Kiam nur nenio restis.
Voĉ’ de am’ sekiĝis.
Mond’ de am’ detruis. Kiam floroj sekiĝis.
kiam herboj fajriĝis.
1. Mapo de l’ nia urbo perdiĝis sur mapo de l’ mondo.
2. Centojaro de l’ ni etas centojaro de l’ brululoj.
3. Unu eĉ estas sufiĉe,por ŝanĝi la pensojn, Por ŝanĝi la mondon.
4. Malgrandaj homoj kun grandegaj koroj.
2.En la vojo al Dio vi falas kaj denove vi staras.
3. Dio ĉiam prizorgas la personon kiun iras sur la vojo al lin.
4. Ni devas gaji kiam kiam oni mortas ĉar oni iras al pli bona loko.
5. Ni nepre devas voli Dion ke donu al mi vivo aŭ morto.
6. Kiom pli jaraĝo tiom pli afablo.
7.Tutaj religioj alvenas al Dio.
8. Se vi povus vi devus fari aferojn por popoloj.
9. Museo pliparolis pri ŝajneco de la religio kaj masih pliparolis pri aspekto de spiriteco.
10. Mi tute malŝatas fumaĵojn.
11.Preĝu ne por la popoloj sed nur por Dio. 12. En vera religio,ne estas diferenco inter religioj.
13. Ne estas diferenco inter koloroj kaj racoj de popoloj.
14. Ni kontentas al kontento de Dio kaj volas nenion krom tio.
15. Ni esperas al bonvolo de Dio.
16. Oni devas havi religia doloro.
17. Ni devas respekti rajtoj de aliaj.
18. Pli studadon persono havas pli kono havos pri sia malgrandeco.
شما هم می توانید فرهنگ لغت بابیلن را در وبلاگ خود قرار دهید.![]()
اگر می خواهید یک کلمه فارسی یا اسپرانتو را ترجمه کنید باید در لیست کشویی آخرین گزینه یعنی aditional را انتخاب کنید!
اول ثبت نام کنید http://en.lernu.net/mia_lernu/registrigxu.php
دوم در آخرین گزینه Word of the day را بلی بزنید
سوم به آدرس ایمیل که در فرم ثبت نام وارد کرده اید یک لینک فرستاده می شود با آن لینک کد شما فعال می شود.
پیروز باشید
در ايران اگر كسي را ببيني كه مسلط به زبان انگليسي است، از تعجب دستپاچه مي شوي و نمي داني چه بايد بكني! در حالي كه هريك از ايرانيان نيز بايد آن قدر برزبان تسلط داشته باشند كه احاطه برآن، امري غيرعادي تلقي نشود. تأكيد بر يادگيري اين زبان، تنها به دليل بين المللي بودن آن است. چون افرادي كه تمايل دارند با عصر تكنولوژي پيش بروند و به اصطلاح از قافله عصرنوين اطلاعاتي و ارتباطي عقب نمانند، ناگزير به فراگرفتن آن هستند، وگرنه 5سال بعد اگر فرانسه، عربي و حتي اسپرانتو به عنوان زبان بين المللي معرفي شود، زبان انگليسي، ديگر همچون زمان حال و گذشته محل توجه و تمركز نخواهد بود.
فیلم بابل بعد از دو فیلم "آمورس پروس" و "21 گرم" شومین فیلم "آلخاندرو گونزالس ایناریتو" است. این کارگردان سرشناس مکزیکی در مصاحبه ای می گوید فیلمش به زبان اسپرانتو خیلی نزدیک است. در مرکز داستان بابل، یکی از اصلی ترین مسائل زندگی در قرن بیست و یکم وجود دارد: فقدان ارتباط بین انسان ها.
فیلم بابل که ساخت آن 25 میلیون دلار هزینه برداشت در سه کشور (مکزیک، ژاپن، و مراکش) و به چهار زبان فیلمبرداری شد. زبان انگلیسی به علاوه زبان سه کشور نامبرده در بالا. وجود زبان انگلیسی در این فیلم به این دلیل است که قهرمان های اصلی فیلم آمریکایی هستند: یک زوج آمریکایی (با نقش آفرینی براد پیت و کیت بلنشت) که در مراکش سفر می کنند. نیاز به گفتن ندارد که عنوان فیلم به همان داستان معروف انجیل اشاره دارد که مردم به زبان های گوناگون صحبت می کنند و قادر نیستند با هم ارتباط برقرار کنند.
برگرفته از
http://cinematicfilm.blogfa.com/post-6.aspx
